• +989155521920
  • alizadeht0@gmail.com
  • مشهد - شهرک شهید باهنر
  • بسم الله الرحمن الرحیم

فضای مجازی، فرصتها و آسیبها

  • ۲۴۵

در ادامه بخوانید

اشاره

 موضوع «فضای مجازی؛ فرصتها و آسیبها» مطرح گردید و در آن به مباحثی همچون «ساختار فضای مجازی»، «آسیبهای فضای مجازی» و «راهکارهای صیانت از فضای مجازی» پرداخته شد؛ اکنون به مبحث بعدی آن (شبهات مربوط به فضای مجازی) اشاره می‌شود.

شبهات مربوط به فضای مجازی به دو دستۀ کلی تقسیم می‌شوند که در ادامه به آن پرداخته می‌شود:

1. تربیتی و خانوادگی

در این بخش شبهات مختلفی وجود دارد که تعدادی از آنها به همراه پاسخ آن ارائه می‌گردد:

شبهه اول:

از آنجایی که دشمنان اسلام در صدد براندازی حکومت اسلامی هستند و تاکنون حملة نظامی و تحریمهای اقتصادی راهگشا نبوده، ترویج فحشا و منکرات بین جوانان در دستور کارشان قرار گرفته است. آنان با تلاش شبانه‏روزی، جنگ نرم و حساب شده‏ای را آغاز نمودند. ایجاد شبکه‏های مختلف ماهواره‏ای، سایتهای متنوع غیراخلاقی و تولید نرم‏افزارهای مخرّب رایانه‏ای و تلفن همراه و... را جزء برنامه‏های اصلی خویش قرار داده‏اند؛ اما برای مقابله با چنین جنگی، نظام اسلامی با مدیریت اینترنت پرسرعت، به خصوص بر روی تلفن همراه، بستن سایتهای غیرمجاز و...، تا حد امکان از موفقیت دشمن جلوگیری کرده و در کنار این محدودیتها، راهکارهای سالم مثل راه اندازی شبکة ملی اطلاعات[1] برای عموم مردم، ایجاد نسل سوم و چهارم به واسطة شبکة ملی اطلاعات، انتخاب شبکه‏های ماهواره‏ای مناسب توسط صدا و سیما و... را دنبال می‌کند.

حال برخی معتقدند محدودیت و ممنوعیت، کاری از پیش نمی‏برد و همانند ممنوعیت ویدیو و ماهواره با شکست مواجه می‏شود و حتی بستری برای آسیبهای بیش‏تر و چه بسا بدتر شدن است.

در پاسخ به نظریه این افراد باید گفت:

1. نه تنها مخالفت عده‏ای از قانون‏شکنان با ممنوعیت و محدودیت، به معنای شکست طرح نیست؛ بلکه آثار مثبت ممنوعیت بسیار بیش‏تر است؛ یعنی آیا می‏توان پذیرفت که به صرف عدم پایبندی عده‏ای به حجاب، قانون حجاب را شکست خورده و غیر قابل اجرا بدانیم؟ آیا قابل قبول است که به خاطر تخلفات گستردة برخی رانندگان، قانون راهنمایی و رانندگی را غیرمنطقی و شکست خورده بنامیم؟ آیا پذیرفته است که به خاطر رشد روزافزون معتادان، مبارزه با قاچاق مواد مخدر را بی‏فایده و کاری بیهوده معرفی کنیم؟

2. جای بسی تعجب است که برخی برای سلامتی جسم، انواع محدودیتها را لازم دانسته و آن را زمینة مصونیت اکثریت جامعه معرفی می‏کنند، چنانکه ممنوعیت یا محدودیت فلان مواد غذایی مضر را لازم می‏دانند؛ اما در موضوع سلامتی روح، ممنوعیت و محدودیت را بی‏فایده عنوان می‏کنند!

امام حسن% می‏فرماید: «عَجَبٌ لِمَنْ یَتَفَکَّرُ فِی مَأْکُولِهِ کَیْفَ لَایَتَفَکَّرُ فِی مَعْقُولِهِ فَیُجَنِّبُ بَطْنَهُ مَا یُؤْذِیهِ وَ یُوَدِّعُ صَدْرَهُ مَا یُزَکِّیه‏؛[2] تعجب از کسى است که در [غذا و] خوراک [جسمى] خود می‌اندیشد؛ اما در آنچه باید بفهمد [و بداند] اندیشه نمی‌کند؛ پس شکم خود را از آنچه به او آزار می‌رساند، بازداشته و سینه‌اش (قلبش) را به آنچه او را هلاک می‌کند می‌سپارد.»

3. از آموزه‏های اسلامی به دست می‏آید که در کنار کارهای ایجابی، برخورد سلبی نیز لازم است؛ چراکه در فضای گستردة امروزی، کسی بدون محدودیت قادر به رساندن پیام به مخاطبین و آگاه ساختن آنان نیست، حتی در زمان رسول خدا- که فضای محدودی حکم‏فرما بود، آن حضرت در اولین اقدام در مکه، بتها را شکست. این بدان معناست که در کنار کارهای ایجابی، مظاهر شرک نیز باید از بین برود. بنابراین، لازم است در کنار تولید فیلمهای مناسب و نرم‏افزارهای مفید و جذاب، از آسیبهای شبکه‏های ماهواره‏ای و اینترنتی و... بکاهیم.

4. محدودیت، روش متداول دنیاست. در بسیاری از کشورها همچون: کره جنوبی، چین، روسیه و... در کنار اینترنت جهانی، اینترنت ملی راه‏اندازی شده است و امکان استفاده از اینترنت جهانی برای همگان وجود ندارد. در این کشورها یا اینترنت ملی در دسترس عموم قرار گرفته است و یا با همکاری مدیریت شبکة جهانی، دسترسی به سایتهای غیر اخلاقی به طور کلی غیر ممکن شده است.

5. گرچه بر اساس اصول اسلامی این ایده که فحشا و منکرات در مکانهای خاص قابل ارائه باشد، مورد پذیرش نیست؛ اما حتی در کشورهای غیر مسلمان نیز برای فحشا و منکرات مکانهای خاصی را تعیین کرده‏اند و  این طور نیست که هر کس و بدون هیچ‏گونه کنترلی به منکرات دسترسی داشته باشد. در حالی که نسل سوم و چهارم تلفن همراه و اینترنت پر سرعت آمریکایی در منازل، امکان دسترسی تمام افراد جامعة ما را به منکرات (ولو به واسطة فیلترشکن رایگان) فراهم نموده است.

6. بر اساس تعالیم دینی، ما مکلّف به وظیفه هستیم. وظیفة فعلی حکومت و متدینین این است که از گسترش ماهواره و دسترسی به شبکه‏های خلاف شرع و نرم‏افزارهایی که مروج فساد و فحشا هستند، جلوگیری کنند و اگر در این مسیر، یک نفر هدایت شود و از فروپاشی یک خانواده جلوگیری شود، مصداق آیة ]وَ مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمیعاً[؛ «و هر کس، انسانى را از مرگ رهایى بخشد، چنان است که گویى تمام مردم را زنده کرده است.» خواهد بود.

امام صادق% ذیل این آیه می‏فرماید: «مَنْ أَخْرَجَهَا مِنْ ضَلَالٍ إِلَى هُدًى فَکَأَنَّمَا أَحْیَاهَا وَ مَنْ أَخْرَجَهَا مِنْ هُدًى إِلَى ضَلَالٍ فَقَدْ قَتَلَهَا؛ هر کس نفس را از گمراهی به سوی هدایت برساند، او را زنده کرده و هر کس، او را از [مسیر] هدایت [منحرف سازد] و به گمراهی کشاند، او را کشته است.» در نهایت، اگر دشمن، نرم‏افزار جدیدی را راه اندازی کرد، وظیفة ما نیز مقابله با آن خواهد بود.

7. قرآن کریم نیز در آیات 27 - 28 سورة نساء به این نکتة مهم اشاره دارد که انسان از سویی دارای میل عظیم بوده و از سوی دیگر ضعیف و ناتوان آفریده شده است که این دو خصیصه برای انسان موجب ایجاد بحران می‏شود. دین اسلام نیز برای مدیریت این بحران، راه تحریکهای حرص‏آلود را به واسطة ممنوعیتهای فراوان بسته است. به همین علت، قرآن کریم میل عظیم در انسان و ضعیف بودن او را پس از آیات متعددی دربارة روابط زن و مرد و محرم و نامحرم ذکر می‏کند که سراسر آنها پیرامون ممنوعیت روابط است.

بنابراین، ممنوعیتها ریشة قرآنی دارد و فطرت انسان به گونه‏ای است که نباید بیش از اندازه میل پیدا کند و به همین خاطر انسان از برخی نگاه‏ها منع شده است؛ چراکه نگاه به نامحرم، میل و خواستن را در پی دارد؛ اما نمی‏تواند به هر آنچه می‏خواهد، دست یابد. به همین خاطر، شکست‏خورده و افسرده می‏شود.

در این راستا حکومت اسلامی نیز می‏تواند هر جایی که در انسان میل عظیم به وجود می‏آورد و با خلقت انسان ناسازگار است، ممنوعیت و محدودیت ایجاد کند. بر این اساس، حاکمیت موظف است از خرید و فروش و استفادة ناشایست از ماهواره و اینترنت بین‏المللی، بدون ضابطه جلوگیری کرده و استفاده از آن را با سرعتی بیش از 128 کیلوبیت بر ثانیه تا قبل از راه اندازی شبکة ملی اطلاعات، تنها برای افراد خاصی مجاز نماید.

8. بر خلاف کسانی که ممنوعیت را بستری برای آسیبهای بیش‏تر و چه بسا بدتر شدن می‏دانند، در روابط اجتماعی نیز قانون افراد را ملزم می‏کند که پشت چراغ قرمز بایستند و والدین مانع برخی خواسته‏های فرزند می‏شوند و اگر فردی قصد ارضای غریزة شهوت از هر راهی دارد، شرع وارد عمل شده و او را ملزم می‏کند تا از راه صحیح و حلال به خواستة خود برسد.

به همین خاطر، باید در خانواده و جامعه یک سری ممنوعیتها و محدودیتها اعمال شود تا بشر بتواند به بهترین شکل زندگی کند و از آسیبهای احتمالی بکاهد.

شاید گفته شود: افراد مجازند در خانة خود از محصولات ناسازگار با سیستم بدن استفاده نمایند و حاکمیت مجاز به ممنوعیت در مکانهای خصوصی نیست. باید گفت: آیا دولت مجاز است پخش مواد غذایی و خوراکی ناسالم را آزاد کند و عدم استفاده از آن را به عهدة استفاده کنندگان بگذارد؟

همچنین در پاسخ به کسانی که ممنوعیت ویدیو در اوایل انقلاب را دلیل بر ناکارآمدی ممنوعیتها و محدودیتها معرفی می‏کنند، به این جمله بسنده می‏کنیم که در اوایل انقلاب محصول مناسب و قابل ارائه و جایگزین ویدیو نداشتیم و بیش‏تر فیلمهای موجود مربوط به زمان طاغوت و نیز فیلمهای غیر بومی بود و به این علت حکومت برای عرضة آن محدودیتهایی قائل می‏شد؛ اما پس از تولید فیلمهای مناسب، ویدیو آزاد شد.

امروزه نیز افزون بر نرم افزارهای جایگزین، افراد به نسل سوم و چهارم تلفن همراه با گسترة جهانی نیازی ندارند و آسیبهای آن با لزوم بهره‏برداری از آن قابل مقایسه نیست و مهم‏تر آنکه ما مخالف نسل سوم و چهارم با اینترنت ملی نیستیم؛ بلکه تنها با آسیبهای آن مخالفیم و بر ارائة راهکار برای استفادة سالم جامعه از آن تأکید می‏کنیم. در واقع، همانگونه که پیش از این بیان شد، اینترنت باید پر سرعت، ارزان، امن؛ اما سالم باشد.

شبهه دوم:

دوپهلو بودن برخی ابزارها (همچون چاقو) نزد عقلا، مسلم و بدیهی است. بر اساس چنین اصل مسلمی، برخی افراد فضای مجازی، به خصوص شبکه‏های مجازی را نیز همانند چاقو دوپهلو دانسته و بر قابلیت استفادة دو سویه از آن اصرار می‏ورزند. افزون بر این، در فقه نیز استفاده از چیزی که منفعت محلّله داشته باشد، مجاز شمرده شده و نمی‏توان آن را حرام دانست. در نتیجه، برای ممنوعیت و مقابله با سایتها و شبکه‏های اجتماعی دلیل محکمی وجود ندارد.

قبل از پاسخ به این شبهه توجه به چند نکته لازم است:

1.‌ چاقو از ضروریات زندگی بوده، جهت رفع نیازهای اساسی انسان است، به گونه‌ای که بدون آن زندگی انسان مختل می‌شود، در حالی که برخی ابزارهای جدید ارتباطی، از ضروریات زندگی نیستند و بدون آنها، زندگی انسان دچار اختلال و آسیب نمی‌شود؛

2. در کشور ما حدود 75 میلیون نفر زندگی می‌کنند که میلیونها نفر از چاقو به درستی استفاده می‏کنند و تنها عدة کمی ممکن است با چاقو کسی را بکشند. آیا قیاس چند صد میلیون کار مفید در مقابل دو قتل، با تعداد استفاده‏های مفید و ناسالم از برخی ابزارهای ارتباطی جدید، به ویژه اینترنت جهانی پرسرعت پورتابل، با هم برابر است؟ آیا می‏توان انحرافات جنسی - که روزانه بین کودکان و نوجوانان به وجود می‏آید - و تأثیرات مخربی را که در آینده ظهور خواهد کرد، تخمین زد؟ آیا قتلها، طلاقها، روابط نامشروع و ده‏ها نمونة دیگر قابل تخمین هستند؟

3. آیا پذیرفته است چاقو با فواید بسیار زیادش را در اختیار یک کودک یا فرد خشمگین قرار دهیم و یا اینکه عقل حکم می‏کند چاقو را از دسترس چنین فردی دور کنیم؟ آیا قرار دادن ابزارهایی مانند نسل سوم و چهارم تلفن همراه، به دست جوانی که در اوج غرایز جنسی قرار دارد، مانند قرار دادن چاقو در دست کودک یا فرد عصبانی نیست؟ اگر فقط 2 میلیون از 20 میلیون جوانی که از امکانات پورتابل در گوشیهایشان استفاده می‏کنند، به سمت گزینه‌های انحرافی قدم بردارند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ نگاهی منصفانه به وضعیت فعلی استفاده از تلفن همراه و اینترنت در کشور، می‌تواند به وضوح بیان‌کنندة آن باشد که در صورت فرا‌گیر شدن نسل سوم تلفن همراهِ غیر ملی، چه فاجعه‌ای رخ خواهد داد؛

4. استفادة ناسالم از چاقو در مقایسه با استفاده‏های سالم و مفید آن بسیار کم است، با این حال حاکمیت برای جلوگیری از همین پیامدهای منفی کم، قوانین سختگیرانه و کنترلی (مانند قانون منع حمل چاقو در خارج از منزل) وضع می‌کند؛ اما در مقابل، با وجود مضرّات و مخاطراتِ فراوان برخی فناوریهای ارتباطی، کنترل و حساسیت زیادی نسبت به آنها صورت نمی‌پذیرد. هرچند در صورت تصمیم بر نظارت جدی، به دلیل آمیختگی برخی از این ابزارها به مفاسدِ متعددِ اخلاقی، اجتماعی، امنیتی و...، امکان کنترل مناسب نسبت به آنها ـ در قالب فعلی ـ وجود ندارد.

اما سؤال اساسی این است که آیا فضای مجازی همانند چاقو، ابزاری دوپهلو است که هم منافع حلال دارد، هم منافع حرام؟ یا همانند قمه است که در اصل برای درگیری و آدم‏کشی است؟ بر فرض که همانند چاقو باشد، آیا همگان قادر به استفادة صحیح از آن هستند؟

مسلماً شبکه‏های اجتماعی، مثل: فیس بوک، وایبر، واتسآپ و... را نمی‏توان چاقوی معمولی و دو لبه دانست؛ بلکه همچون قمه است و عدة کمی قادر به استفادة صحیح از آن هستند. بر فرض کسی بر چاقوی دو لبه بودن این شبکه‏ها اصرار ورزد، خواهد پذیرفت که چنین چاقویی را نمی‏توان در دسترس همگان قرار داد و لازم است فردی از آن استفاده کند که از نحوة صحیح استفاده از آن و بایدها و نبایدهایش آگاهی و شناخت کاملی داشته باشد.

به بیان دیگر، فساد و ضررهای پیرامون این شبکه‏ها به حدی است که منافع آن قابل اعتنا نیست. به همین خاطر، در خبرها آمده بود که اوباما به دخترش اجازة ورود به شبکه‏های اجتماعی را نمی‏دهد[3] و در آمریکا قانون منع دسترسی کودکان زیر 13 سال به شبکه‏های اجتماعی تصویب می‏شود که در صورت تخلف از این قانون، والدین فاقد صلاحیت بزرگ کردن فرزند خود شناخته شده و کودک به پرورشگاه سپرده می‏شود. در اتحادیة اروپا نیز شرط ورود به شبکه‏های مجازی، داشتن سنّ بالای 18 سال است.

ساختار شبکه‏های مجازی نیز گویای غلبة فساد است، چنانکه ساختار بازیهای رایانه‏ای خارجی، سکس، خشونت و ضد دینی است و اغلب بازیهای رایانه‏ای داخلی نیز دارای ساختار خشنی هستند. ساختار برخی شبکه‏های اجتماعی نیز ضد اجتماعی است، چنانکه این شبکه‏ها و به طور کلی، فضای مجازی عامل دور شدن نزدیکان و نزدیک شدن غریبه‏هاست و خروجی چنین ساختاری را در میهمانیها می‏بینیم.

خلاصه آنکه، بررسی صد صفحة برتر توئیتر، گوگل پلاس، فیس بوک، یوتیوب و... نشان می‏دهد که دستة چاقو در دست فرد دیگری است که با اولین حرف یا کلمه در جستجوگرها، مطالب غیر اخلاقی را به کاربر نشان می‏دهد و حتی جستجوی کلمات مذهبی و دینی، کاربران را به سمت فیلمهای ضد دینی یا غیر اخلاقی هدایت می‏کند. در این میان یوتیوب، در صدر است.

شبکه‏های اجتماعی با مدیریت صهیونیست، سرزمین ناپاکی هستند که به حکم آیۀ شریفۀ ]وَ الْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذی خَبُثَ لا یَخْرُجُ إِلاَّ نَکِداً[؛[4] «سرزمین پاکیزه، گیاهش به فرمان پروردگار مى‏روید؛ اما سرزمینهاى بد طینت (و شوره‏زار)، جز گیاه ناچیز و بى‏ارزش، از آن نمى‏روید.» منشأ و ریشة آن در بلد خبیثة غرب بوده، باغبان چنین شجره‏ای، دشمنان دین، به ویژه صهیونیست است. به خاطر چنین ساختار و مدیران فاسدی، ماحصل شبکه‏های اجتماعی نیز فساد و تباهی است. لازم است ما بر اساس باورهای اسلامی، شجرة طیبه‏ای را بر اساس اصول و قوانین اسلامی پایه‏ریزی کنیم تا در صورت بروز مشکل در چنین شجره‏ای، قابلیت اصلاح داشته باشد.

شبهه سوم:

با توجه به عدم کارآیی زور و اجبار، آیا توسّل به آن با اختیار و انتخاب انسان منافات ندارد؟ آیا پذیرفتنی است که انسانها به زور به سوی بهشت هدایت شوند؟ به بیان بهتر: انسان دارای اختیار است و کسی نمی‏تواند با بستن و محدودیت، اختیار او را سلب کند.

در پاسخ به این شبهه باید گفت:

1. بر اساس اصول اسلامی، هیچ فردی اجازه ندارد دیگران را به زور به راه بهشت ببرد؛ اما لازم است در برابر کسانی که افراد را به سمت جهنم می‏برند، بایستد و از ایجاد گمراهی در میان افراد جامعة اسلامی جلوگیری کند.

2. آیا می‏توان مبارزة انبیا و اولیای الهی( با مظاهر بت‏پرستی و انحراف مردم از مسیر توحیدی را منافی اختیار انسانها دانست و عملکرد آنان را اجبار معرفی کرد؟

3. گرچه انسان از اختیار عمل برخوردار است؛ اما هرگز نباید قدرت تلقین و تبلیغ را نادیده گرفت. جبهة استکبار با توطئه‏ها و تبلیغات شبانه‏روزی خود به گونه‏ای عمل می‏کند که از برخی افراد سلب اختیار کند. نتیجة چنین تبلیغات گسترده‏ای، انحراف عظیم از مسیر خوشبختى و تکامل انسانى و گرفتار شدن در بیراهه‏ها و پرتگاه‏ها است که نمونه‏هاى زیادى از آن را به شکل متلاشى شدن خانواده‏ها، انواع جنایات جنسى، ازدیاد فرزندان نامشروع، انواع بیماریهاى آمیزشى و ناراحتیهاى روانى مشاهده مى‏کنیم.

گفتنی است که بسیاری از آسیبهای به ظاهر فردی، مستقیم و غیرمستقیم جامعه را تحت تأثیر قرار می‏دهد، چنانکه امروزه استفاده از برنامه‏های ماهواره‏ای موجب بروز مشکلات متعدد فرهنگی و اجتماعی در جامعه شده است که به عنوان نمونه، افزایش آمار طلاق، گسترش رفتارهای ناهنجار متأثر از فیلمهای ماهواره‏ای و... تأثیرات برخی از این شبکه‏های مجازی است.

بنابراین، اختیار و آزادیی که عواقب آن در جامعه اثرگذار